گرچه ما را یار کمتر یاد کرد
دیشب اما یاد عشق آباد کرد
گفت زندانی شدند آن جانیان
با تو ایتا را خدا آزاد کرد
کاف شین
در حیاط خاطراتم باز باران کاشتم
کاش میروئید آن دوران که در آن داشتم
پیر شد مادربزرگ آن خانه را خالی گذاشت
جنگ بود آن گردش ساعت که صلح انگاشتم
کاف شین ✨.
فتنه با پول نفت قاطی شد
فقر با پیشرفت قاطی شد
علم وُ جهل وُ خرابی وُ صنعت
توی راهی که رفت قاطی شد
باز آزاد شد دلار کثیف
خورد در تابه تفت قاطی شد
علم دنبال حل مساله بود
آن معمای زفت قاطی شد
نقد با انتظار وُ عشق وُ امید
شعر وبگاه هفت قاطی شد
کاف شین ✨
شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزلهای فراوان باشد
نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد
سایۀ ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد
مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد
چه نیازیست به اعجاز، نگاهت کافیست
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد
فکر کن فلسفۀ خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد
ادامه مطلب ...
ارزان شد آه ایران!
پانصد هزار تومان¹!
شد نرخ جان انسان پانصد هزار تومان
کشتند تا بریزیم بیرون برای کشتن
ایران کنیم ویران ، پانصد هزار تومان
کودک و یا بسیجی ، آشوبگر ، سپاهی
هر کس که بود میدان ، پانصد هزار تومان
کردند کشته سازی اینجا شبیه بازی
تکرار کار آبان ، پانصد هزار تومان
حتی اگر چهل صفر باشد مقابلش هم،
حمله چرا به قرآن ؟ پانصد هزار تومان؟
یک صبح جمعه هم رفت اما خبر ندارد
گویا وزیر از ایران پانصد هزار تومان
گفتا یکی که وضع این کاف شین خراب است
این درد نیست آسان ، پانصد هزار تومان !!!
پاورقی
۱- پانصد هزار تومان یا همان پانصد میلیون نرخ مصوب لو رفته تروریستها برای کشتن هر انسان ایرانی در حوادث ۱۹ و ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ بود ، با این تصور که در هر حال کشتن هر کسی یا سرکوب نیروهای رژیم است یا تحریک احساسات مردم برای براندازی رژیم