هفت ۷

هفت ۷

وبگاه شعر و هنر - اشعار شاعران معاصر
هفت ۷

هفت ۷

وبگاه شعر و هنر - اشعار شاعران معاصر

با حقوقش هر بشر حسرت فراوان خورده است

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،


روزه داران، جای ما ، جایِ جهان ، غم می‌خورند

اعتراضـاََ عده ای پپسی و زمزم می‌خورند

گاه غم هم دلنشین است عاشقان روی دوست
جرعه های نور را در عرش اعظم می‌خورند

با حقوقش هر بشر حسرت فراوان خورده است
پشت پرده مارها یک چیز مبهم می‌خورند

ما که حتی مرغ را با درد وجدان خورده ایم
آن جهانخواران ولی هر روز آدم می‌خورند

باز یاران از شب قدر نهانی بی خبر
گوشه ای در زیر باران اشک ِنم نم می‌خورند

باز حرف از ناو وُ برجام است ، ما از دولت وُ
دشمنان از دست ما سیلیِ محکم می‌ خورند


عاقلان دانند ابرقدرت فقط تنها خداست
نقشه‌های دیگران یک روز بر هم میخورند

پیر ما یاد مسیح انداخت عالم را بسی
با نگاهش حسرت عیسی ابن مریم می‌خورند

کاف شین از یار پرسید عارفی فرمود او
میرسد شیرینی اش را اهل عالم میخورند

در سفره ی تو مرغ شکم پر کشیده‌اند


سیگار ِبرگ با دهن ِپُر کشیده‌اند

صد عشق را به بند تنفر کشیده‌اند 

از پشت بام‌ از سر وُ از پشت سر زدند

خون ریختند، خون روی فاکتور کشیده‌اند

از خلق دم زدند ، برای نجات ما

بر حلق ِخلق تیغ موکت‌بر کشیده‌اند

پس اعتصاب کن که نسوزد مغازه‌ات

در سفره‌ی تو مرغ شکم‌پر کشیده‌اند

دشمن دوباره نقشه کشیده و دوستان

طرح مذاکره سرِ آخور کشیده اند

در آرزوی دوره ی برجام‌های پوچ

دست از تلاش وُ فکر وُ تفکر کشیده اند

دکتر علاج در وطن ماست چاره کن

این بچه ها به شوق تو دکتر کشیده‌اند 

کاف شین 

تمام داستان نویس ها مقصرند

،،،،،

برای قصه‌های تلخ، تمام داستان نویس ها مقصرند

و هر زمان که شانه‌ای شکسته گیس ها مقصرند

نخواستیم بوسه‌ای، سلام هم نخواستیم

همین که ما همیشه لال میشویم خسیس ها مقصرند

همیشه شعله های خشک به تر رسیده، حیف ، حیف

برای شاخه های خشک سوخته همیشه نیمه خیس ها مقصرند 

اگر رئیس غافل است عزیز من گناه ماست

معاونان اگر خراب می‌کنند بدون شک رئیس‌ها مقصرند

ترامپ راست گفته ما، برای خون کودکان   مقصریم

برای هر دقیقه‌ای که قاتلی اضافه زنده مانده است پلیس ها مقصرند

تمام کاف‌شین اگرچه اعتراض بود ، شد سکوت

برو که اعتراض هم نخواستیم ! اگرچه پاچه لیس ها مقصرند

کاف شین ✨

فقر با پیشرفت قاطی شد

فتنه با پول نفت قاطی شد

فقر با پیشرفت قاطی شد

علم وُ جهل وُ خرابی وُ صنعت

توی راهی که رفت قاطی شد

باز آزاد شد دلار کثیف

خورد در تابه تفت قاطی شد

علم دنبال حل مساله بود

آن معمای زفت قاطی شد 

نقد با انتظار وُ عشق وُ امید

شعر وبگاه هفت  قاطی شد

کاف شین ✨ 

شعر بی نام تو یک کاغذ بی‌جان باشد ...

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد

زنده در گور غزل‌های فراوان باشد


نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت

نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد


سایۀ ابر پی توست دلش را مشکن

مگذار این همه خورشید هراسان باشد


مگر اعجاز جز این است که باران بهشت

زادگاهش برهوت عربستان باشد


چه نیازی‌ست به اعجاز، نگاهت کافی‌ست

تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد


فکر کن فلسفۀ خلقت عالم تنها

راز خندیدن یک کودک چوپان باشد


 

ادامه مطلب ...