هفت ۷

هفت ۷

وبگاه شعر و هنر - اشعار شاعران معاصر
هفت ۷

هفت ۷

وبگاه شعر و هنر - اشعار شاعران معاصر

شعری برای شهادت امام خامنه ای

،،،،،،،،،،،


پناهگاه ِوطن را زدند در خانه /


نشسته بود همانجا شجاع وُ مردانه //


فرار در سر اولاد عشق بی‌معناست /


که تا جوار خدا می‌روند مستانه //


هزار زخم در او از دروغ وُ تهمت بود /


 اگرچه رفت به جنت ولی غریبانه //


هنوز هست خدایش پناه اصلی ما /


وَ اوست وارث صدها هزار پروانه //


در آن طرف که جهانخوار پست آدمخوار /


در این طرف لب ِتشنه ، شهید ، جانانه //


وَ این وطن وَ حرم قلبِ امتِ عشق است /


خدا کند که نیفتد به دست بیگانه //


شده به کاسه سر بشکنیم دندانش /


که خواب دیده کند مرز مهر ویرانه //


خدا ، امام زمان عزیز ما برسان /


بزن تو موشک ما بر ترامپِ دیوانه //


که ما هنوز بر آن راه وُ عهد وُ پیمانیم /


که از شراب ولی پر کنیم پیمانه //


کاف شین


 

گرگها همیشه با سلاح ِصلح قتل عام می‌کنند

 در سکوت آسمان ستاره ها سلام میکنند
نخل ها در انتهای دشت‌ها قیام مبکنند
باز صلح در خیال خام بره‌هاست
گرگها همیشه با سلاح ِصلح قتل عام می‌کنند ....
راه ِانتقام ِسخت ضامن حیات ملت است
صلح را فقط به دست انتقام با دوام می‌کنند
کاف شین ✨

شعری برای تبرئه، من که جدی نگفتم جیگرتو بخورم


 گفت گفتم اگر آن چشم تو زیباست ، نبود

گفته بودم لب تو ساحل دریاست ، نبود

روزگاری شده، لازم شده توضیح دهم

گرچه اخلاق تو چیزی که دلم خواست نبود

هرچه «قربان تو» گفتم همه بود از ته دل

ولی این که جگرت را بخورم راست نبود.

 کاف شین 


با حقوقش هر بشر حسرت فراوان خورده است

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،


روزه داران، جای ما ، جایِ جهان ، غم می‌خورند

اعتراضـاََ عده ای پپسی و زمزم می‌خورند

گاه غم هم دلنشین است عاشقان روی دوست
جرعه های نور را در عرش اعظم می‌خورند

با حقوقش هر بشر حسرت فراوان خورده است
پشت پرده مارها یک چیز مبهم می‌خورند

ما که حتی مرغ را با درد وجدان خورده ایم
آن جهانخواران ولی هر روز آدم می‌خورند

باز یاران از شب قدر نهانی بی خبر
گوشه ای در زیر باران اشک ِنم نم می‌خورند

باز حرف از ناو وُ برجام است ، ما از دولت وُ
دشمنان از دست ما سیلیِ محکم می‌ خورند


عاقلان دانند ابرقدرت فقط تنها خداست
نقشه‌های دیگران یک روز بر هم میخورند

پیر ما یاد مسیح انداخت عالم را بسی
با نگاهش حسرت عیسی ابن مریم می‌خورند

کاف شین از یار پرسید عارفی فرمود او
میرسد شیرینی اش را اهل عالم میخورند

آن روزها شروع هزاران کتاب بود


آن روزها شروع هزاران کتاب بود

هر حرف گفته شد ، همه حرف حساب بود

آن روزها شروع هزاران قصیده بود 

آغاز صد ترانه‌ی زیبای ناب بود

عاشق شوید مثل بهشتی¹،، مطهری ،

هرجا سوال کرد همه بی‌جواب بود

با کاغذ وُ نوار کاست انقلاب شد

فیلمی از او نبود فقط عکس وُ قاب بود 

آنکس که دین نداشت هم از ظلم خسته بود

هر ثانیه برای همه در عذاب بود

هر دلقکی بر آن همه دل پیشوا نبود

رهبر در عشق حضرت عالیجناب بود

از پشت سر نبود فقط تیر مستقیم 

اسباب آبیاری آن انقلاب بود

از دیگران نخواست کسی حمله بر وطن

از فحش وُ از دروغ وُ دغل اجتناب بود

ویران نشد مغازه‌ی بی اعتصاب‌ها

هرچند شهرها همه جا اعتصاب بود

حالا هم این که معترضم، دیده‌اید که...

ربطش ولی به خامنه‌ای ناصواب بود

این مشکلات هم که دلیلش نه انقلاب

از ضعف های رایج هر انتخاب بود

چیزی به قله‌های سعادت نمانده است

 هرچند راه، مبهم وُ پر پیچ وُ تاب بود 

میخواست کاف‌شین دهد این شرح بیشتر

آمد ولی ادامه دهد وقت خواب بود


کاف شین 

بهمن ماه ۱۴۰۴

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن

۱- اشاره به سخنرانی زیبای شهید بهشتی : برادران خواهران عاشق شوید ....