هفت ۷

هفت ۷

وبگاه شعر و هنر - اشعار شاعران معاصر
هفت ۷

هفت ۷

وبگاه شعر و هنر - اشعار شاعران معاصر

در سفره ی تو مرغ شکم پر کشیده‌اند


سیگار ِبرگ با دهن ِپُر کشیده‌اند

صد عشق را به بند تنفر کشیده‌اند 

از پشت بام‌ از سر وُ از پشت سر زدند

خون ریختند، خون روی فاکتور کشیده‌اند

از خلق دم زدند ، برای نجات ما

بر حلق ِخلق تیغ موکت‌بر کشیده‌اند

پس اعتصاب کن که نسوزد مغازه‌ات

در سفره‌ی تو مرغ شکم‌پر کشیده‌اند

دشمن دوباره نقشه کشیده و دوستان

طرح مذاکره سرِ آخور کشیده اند

در آرزوی دوره ی برجام‌های پوچ

دست از تلاش وُ فکر وُ تفکر کشیده اند

دکتر علاج در وطن ماست چاره کن

این بچه ها به شوق تو دکتر کشیده‌اند 

کاف شین 

خواب دیدم زندگانی بهتر است .....

،،،،

خواب دیدم زندگانی بهتر است

وضع این دنیای فانی بهتر است

نقشه کم کم سبز می‌شد در جهان 

رنگ هر شهر وُ مکانی بهتر است

آمد او پشت سرش عیسی رسید

چون که آن یار نهانی بهتر است

مهربانی ساکن هر خانه‌ شد

 حال هر پیر وُ جوانی بهتر است

وضع آفریقا، اروپا، آسیا

خیلی اوضاع جهانی بهتر است

نیست در دست جهانخواران زمین

آنکه شد محتاج نانی بهتر است

خواب کوتاهی که دیدم نور بود

جنسش از هر داستانی بهتر است

 دکتر از بالین من برگشت ، گفت

حال بیمار روانی بهتر است

می‌کند بهتر خیالش خاک را

آن همای آسمانی بهتر است

فکر خوابم بودم آن دلدار گفت

پای مولایت بمانی بهتر است

کاف شین ✨

یکی از فیش های واریز حقوق بشر

اپستین ، جفری اپستین ، دختر بچه ، دخترانه ،


آنها حتی در یک جزیره زیبای دورافتاده

ده‌ها سال بدون یک ساعت توقف حقوق بشر را واریز کردند

در درون دختر بچه‌هایی که قبلا چیزی از حقوق بشر نمی‌دانستند 

حقوق بشر زیاد دارند، برای ما هم هست اگر بخواهیم ...

کاف شین




ای کاش ها بدل به چه خوب است میشود

،،،،

روزی زمین کنار زمان مست میشود

ای کاش ها بدل به چه خوب است می‌شود 

زرد وُ سیاه وُ شاه وُ گدا مرد وُ زن همه

منجی که می رسد همه یکدست می‌شود 

کاف شین

،،،،،

تو حتما دیکتاتور هستی ...

،،،،،،،

تـو حتما دیکتاتـور هستی!!

که نامت هیچ جای شهر بر روی خیابان نیست

و حتی نام یا تندیس تو در روستایی دورتر بر روی میدان نیست

تو حتماً دیکتاتور هستی

 که عکست «عکس اول» در کتاب هر دبستان نیست

و عکس اول تاریخ وُ شیمی یا حسابان نیست

تـو حتما دیکتاتـور هستی

که تصویر تو روی هیچ پولی نیست

تو حتما دیکتاتور هستی،

 تو رفتارت اصولی نیست

اگر می‌رفتی وُ هر چیز ایران را به اربابان اسرائیل می‌دادی تو را حتی براندازان فقط تقدیس می‌کردند

و صدها فیلم در توصیف خوبی های تو می‌ساخت آمریکا

تو را هر روز در هاروارد هم تدریس میکردند

نه تنها کل ایران را که دنیا را برای تو پر از تندیس می‌کردند 

ولی امروز خون کشته ها وُ قاتلان وُ زنده‌ها حتماً به پای توست

و هر جا مشکلی پیش آمده آن هم برای توست

تو حتماً مال‌مردم‌خوار هم هستی که جای اینکه توی کاخ بنشینی 

درون خانه‌ای ساده که حتما مال یک فرد فقیری بوده جا کردی

تو قطعا دیکتاتورتر از تمام دیکتاتورهایی

که هر کس را رئیس دولتش کردیم میگوید، که اینجا انتخاباتش ندارد رنگ آزادی!!

تو حتما دیکتاتور هستی که ده سال است فلان استاد دانشگاه تهران نیز میگوید که جلادی 

بر این فهرست پایان نیست

کاف شین

برگ زیبایی بکش دیوار حالش خوب نیست

،،،

  برگ زیبایی بکش، دیوار حالش خوب نیست

 برفها را آب کن بیمار حالش خوب نیست

روی نقشه یک گل نرگس برایم چاپ کن

نقشه‌ی جغرافیا انگار حالش خوب نیست

یک بهار ماندگار این بار دیگر لازم است

این زمین ِخسته وُ تب‌دار حالش خوب نیست

کشور خوشحال ها هم نیست دیگر مثل قبل

بر خلاف ِ ظاهر وُ آمار حالش خوب نیست 

یک نفر بعد از شراب وُ ساقی وُ سیگار  گفت

می‌کشد تریاک با سیگار، حالش خوب نیست

نوجوانی روی کولش زخم روی زخم داشت

گفت ما را یار زد ، بازار حالش خوب نیست

این سری بحث تومن هم نیست که همسایه هم

با دلار وُ درهم وُ دینار حالش خوب نیست

گاه با یک شعر تسکین می‌دهم غم را ولی 

کاف شین هم با همین اشعار حالش خوب نیست

تلفنی احوالپرسی کردم از یاری که گفت

هیچکس را تا نیاید یار حالش خوب نیست

کاف شین  

بالاتر از ۱۸ دیماه

نرسیده به نیمه شعبان ۱۴۰۴ 

------------

بر اساس داستان مرد نقاش و دخترک بیمار

«آخرین برگ» The Last Leaf 

اثر : O Henry