هفت ۷

هفت ۷

وبگاه شعر و هنر - اشعار شاعران معاصر
هفت ۷

هفت ۷

وبگاه شعر و هنر - اشعار شاعران معاصر

شعری برای تبرئه، من که جدی نگفتم جیگرتو بخورم


 گفت گفتم اگر آن چشم تو زیباست ، نبود

گفته بودم لب تو ساحل دریاست ، نبود

روزگاری شده، لازم شده توضیح دهم

گرچه اخلاق تو چیزی که دلم خواست نبود

هرچه «قربان تو» گفتم همه بود از ته دل

ولی این که جگرت را بخورم راست نبود.

 کاف شین 


با حقوقش هر بشر حسرت فراوان خورده است

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،


روزه داران، جای ما ، جایِ جهان ، غم می‌خورند

اعتراضـاََ عده ای پپسی و زمزم می‌خورند

گاه غم هم دلنشین است عاشقان روی دوست
جرعه های نور را در عرش اعظم می‌خورند

با حقوقش هر بشر حسرت فراوان خورده است
پشت پرده مارها یک چیز مبهم می‌خورند

ما که حتی مرغ را با درد وجدان خورده ایم
آن جهانخواران ولی هر روز آدم می‌خورند

باز یاران از شب قدر نهانی بی خبر
گوشه ای در زیر باران اشک ِنم نم می‌خورند

باز حرف از ناو وُ برجام است ، ما از دولت وُ
دشمنان از دست ما سیلیِ محکم می‌ خورند


عاقلان دانند ابرقدرت فقط تنها خداست
نقشه‌های دیگران یک روز بر هم میخورند

پیر ما یاد مسیح انداخت عالم را بسی
با نگاهش حسرت عیسی ابن مریم می‌خورند

کاف شین از یار پرسید عارفی فرمود او
میرسد شیرینی اش را اهل عالم میخورند
✨

آن روزها شروع هزاران کتاب بود


آن روزها شروع هزاران کتاب بود

هر حرف گفته شد ، همه حرف حساب بود

آن روزها شروع هزاران قصیده بود 

آغاز صد ترانه‌ی زیبای ناب بود

عاشق شوید مثل بهشتی¹،، مطهری ،

هرجا سوال کرد همه بی‌جواب بود

با کاغذ وُ نوار کاست انقلاب شد

فیلمی از او نبود فقط عکس وُ قاب بود 

آنکس که دین نداشت هم از ظلم خسته بود

هر ثانیه برای همه در عذاب بود

هر دلقکی بر آن همه دل پیشوا نبود

رهبر در عشق حضرت عالیجناب بود

از پشت سر نبود فقط تیر مستقیم 

اسباب آبیاری آن انقلاب بود

از دیگران نخواست کسی حمله بر وطن

از فحش وُ از دروغ وُ دغل اجتناب بود

ویران نشد مغازه‌ی بی اعتصاب‌ها

هرچند شهرها همه جا اعتصاب بود

حالا هم این که معترضم، دیده‌اید که...

ربطش ولی به خامنه‌ای ناصواب بود

این مشکلات هم که دلیلش نه انقلاب

از ضعف های رایج هر انتخاب بود

چیزی به قله‌های سعادت نمانده است

 هرچند راه، مبهم وُ پر پیچ وُ تاب بود 

میخواست کاف‌شین دهد این شرح بیشتر

آمد ولی ادامه دهد وقت خواب بود


کاف شین 

بهمن ماه ۱۴۰۴

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن

۱- اشاره به سخنرانی زیبای شهید بهشتی : برادران خواهران عاشق شوید ....

در سفره ی تو مرغ شکم پر کشیده‌اند


سیگار ِبرگ با دهن ِپُر کشیده‌اند

صد عشق را به بند تنفر کشیده‌اند 

از پشت بام‌ از سر وُ از پشت سر زدند

خون ریختند، خون روی فاکتور کشیده‌اند

از خلق دم زدند ، برای نجات ما

بر حلق ِخلق تیغ موکت‌بر کشیده‌اند

پس اعتصاب کن که نسوزد مغازه‌ات

در سفره‌ی تو مرغ شکم‌پر کشیده‌اند

دشمن دوباره نقشه کشیده و دوستان

طرح مذاکره سرِ آخور کشیده اند

در آرزوی دوره ی برجام‌های پوچ

دست از تلاش وُ فکر وُ تفکر کشیده اند

دکتر علاج در وطن ماست چاره کن

این بچه ها به شوق تو دکتر کشیده‌اند 

کاف شین 

✨

خواب دیدم زندگانی بهتر است .....

،،،،

خواب دیدم زندگانی بهتر است

وضع این دنیای فانی بهتر است

نقشه کم کم سبز می‌شد در جهان 

رنگ هر شهر وُ مکانی بهتر است

آمد او پشت سرش عیسی رسید

چون که آن یار نهانی بهتر است

مهربانی ساکن هر خانه‌ شد

 حال هر پیر وُ جوانی بهتر است

وضع آفریقا، اروپا، آسیا

خیلی اوضاع جهانی بهتر است

نیست در دست جهانخواران زمین

آنکه شد محتاج نانی بهتر است

خواب کوتاهی که دیدم نور بود

جنسش از هر داستانی بهتر است

 دکتر از بالین من برگشت ، گفت

حال بیمار روانی بهتر است

می‌کند بهتر خیالش خاک را

آن همای آسمانی بهتر است

فکر خوابم بودم آن دلدار گفت

پای مولایت بمانی بهتر است

کاف شین ✨

یکی از فیش های واریز حقوق بشر

اپستین ، جفری اپستین ، دختر بچه ، دخترانه ،


آنها حتی در یک جزیره زیبای دورافتاده

ده‌ها سال بدون یک ساعت توقف حقوق بشر را واریز کردند

در درون دختر بچه‌هایی که قبلا چیزی از حقوق بشر نمی‌دانستند 

حقوق بشر زیاد دارند، برای ما هم هست اگر بخواهیم ...

کاف شین